دوست دارم تك باشم!

دوست دارم تك باشم!

تابستونه...

خيلي گرمه...

وحشتناكه...

هواشناسي هم اعلام كرده گرماي هوا بي سابقه بوده...

خداي من!بيرون رفتن تو اين گرما اونم با چادرولباس هاي سياه واقعا" سخته اما عيبي نداره، هرچي كه هست از گرماي جهنم كه بيشترنيست!

حاضرم اين گرماي وحشتناك رو تحمل كنم اما آتش جهنم وخفت وخواري قيامت رو از خودم دور كنم!

خدايا ميشه كمكم كني؟!ميشه كمكم كني آتيش جهنم رو با چشماي خودم نبينم؟!ميشه؟!ميشه يه كاري كني روز قيامت شاهد نگاه هاي سنگين مخلوقات عزيزت كه قراره بفرستيشون بهشت نباشم؟!ميشه كمكم كني بهشون حسودي نكنم؟!

خدايا ميخواي قربون صدقه ات برم تا راضي بشي؟!راضي بشي كه هوامو داشته باشي ؟هوامو داشته باشي كه چادرم از سرم نيفته؟!

الهي من قربونت برم...الهي من فدات شم...ميشه كمكم كني با سياهي چادرم هميشه پيش تو سفيد باشم؟!

آخه ميدوني خدا من دوست دارم هميشه تك باشم.هميشه با بقيه فرق داشته باشم.واسه همينم هست كه ميخوام چادرمو رو سرم نگه داري تا توي نگاه تو هميشه بابقيه فرق داشته باشم!مهم نيست بقيه چي فكرمي كنن،مهم اينه كه دوست دارم توبه جور ديگه به من نگاه كني.

دوست دارم وقتي از خونه ميرم بيرون وچادرمو سفت نگه ميدارم تا نره عقب يه چشمك بزني بهم وبگي برو هواتو دارم!

خدايا هوامو داشته باش....

دوست دارم هميشه تك باشم....


تكثيرازاين مطلب تنها باذكرمنبع مجازاست.

ازمسجد جمكران بعيد بود!

ازمسجد جمكران بعيد بود!

خداروشكرمي كنم كه تابحال سعادت داشتم چنددفعه به زيارت مسجد مقدس جمكران رفتم.ولي متاسفانه هردفعه با ناراحتي از مسجد بيرون ميومدم.چرا؟ميگم الان.

چون مي ديدم زناني رو كه درمسجد جمكران درمحراب امام زمان اشك مي ريختن ،آه وناله مي كردن ،نمازهاي طولاني ميخوندن اما متاسفانه!اما متاسفانه نمي دونستن محرابي كه دارن كناراون خودشونو به آب وآتيش مي زنن تا بلكه حضرت مهدي (عج)نيم نگاهي به اونا بندازه فقط شبيه محراب اصليه و جايي كه خانوم ها درش قراردارن اصلا" مسجد جمكران نيست بلكه فقط يك مسجد معموليه كه به مسجدجمكران اصلي ودرواقع جايي كه مخصوص به آقايون هست متصل شده!

دردآور بود وقتي مي ديدم حتي هيچ كدوم ازاونا نمي دونن كه اينجا فقط شبيه مسجدجمكرانه!مي دونين تحمل اينكه به خانوما اجازه داده نميشه درمسجداصلي نمازبخونن تا قدري قابل تحمله اما تحمل اينكه درمورد اين موضوع هيچ چيزي گفته نشده وحتي يك تراكت درمسجد نصب نشده  تاخانوما بدونن دقيقا" كجا قراره پابذارن وخداي خودشون وبامولاي خودشون درددل كنن واقعا" سخته!!!

مدينه كه بودم به خانوما اجازه داده نميشد درمحل ضريح پيامبر حضور پيدا كنن واين يكي از كمترين تبعيض هابين زنان ومردان درعربستان بود ،منم به شخصه انتظاري از اونا نداشته وندارم چون دولت عربستان مدعي تساوي حقوق زن ومرد نيست اما متاسفانه از كشور خودمون كه مدعي تساوي حقوق زن ومرد هستن بعيد بود كه چنين تبعيض بزرگي رو بين زنان ومردان اون هم درمكاني به اين مهمي ومعروفي كه علماي كشور ما اكثراوقات به اونجا رفت آمددارن وازاوضاع اونجا كاملا" اطلاع دارن اعمال كنن!

اينكه ميگم تبعيض بزرگ قبلا" هم اشاره كردم به خاطراينه كه حتي افرادي كه پاميذارن به اون مكان هم اطلاعي ندارن درمورد اين موضوع واينكه زائران عربي هم هرساله به زيارت مسجدجمكران ميان وازايران به عنوان كشوري كه ادعاي تساوي حقوق زن ومرد رو داره انتظار ديگه اي دارن.

اميدوارم صداي افرادي كه به هرطريقي متوجه اين موضوع ميشن وگله اي هرچند كوچيك به هرطريقي كه مي تونن مي كنن به گوش افرادي كه مسئول اين كار هستن برسه وما خانوما هم توفيق نماز خوندن در مسجد جمكران روپيدا كنيم.

ببخشيد اگه درددلم جمله بندي خوبي نداشت!

تكثيرازاين مطلب تنها با ذكرمنبع مجازاست.

 

حجاب چیه؟ مهم اینه که دل آدم پاک باشه!

حجاب چیه؟ مهم اینه که دل آدم پاک باشه!

دوست داشتن به دله،  بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره


می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه

منبع:http://raahatbash.blogfa.com/